آوای دلنشین تاروپود گلیمبافی بانوی ۱۰۰ ساله ابرکوه
جامعه هنر و صنایعدستی ایران در سوگ بانویی نشست که هنر و خلاقیتش، نمادی از هویت و توانمندی زنان ایرانی بود. کل رقیه اردیچی، پیشکسوت برجسته گلیمبافی و هنرمندی اهل ابرکوه یزد، پس از سالها تلاش و خلاقیت در عرصه هنرهای سنتی، دار فانی وداع گفت.
ملیحه فخاری، فعال رسانه در یادداشتی نوشت: جامعه هنر و صنایعدستی ایران در سوگ بانویی نشست که هنر و خلاقیتش، نمادی از هویت و توانمندی زنان ایرانی بود. کل رقیه اردیچی، پیشکسوت برجسته گلیمبافی و هنرمندی اهل ابرکوه یزد، پس از سالها تلاش و خلاقیت در عرصه هنرهای سنتی، دار فانی وداع گفت. آثار او، فراتر از هنرهای تزئینی، پنجرهای به فرهنگ، تاریخ و خلاقیت زنان ایرانی بودند و میراثی جاودان از خلاقیت و اصالت برای نسلهای آینده به جای گذاشتند.
کل رقیه، از همان کودکی با هنر گلیمبافی آشنا شد. او مادرش را در حال بافتن گلیم تماشا میکرد و همین تجربه ساده، سرآغاز مسیر هنری او شد. خودش دراینباره گفته است: «وقتی بچه بودم، تفریحی نداشتم و همیشه کنار مادرم مینشستم و گلیمبافی او را تماشا میکردم. درواقع این هنر را از کسی یاد نگرفتم بلکه به بافتن بقیه نگاه میکردم و به این شکل گلیمبافی یاد گرفتم.»
کل رقیه با حضور فعال در نمایشگاههای داخلی و بینالمللی، هنر گلیم ایران را به جهانیان معرفی کرد. او نهتنها آثار خود را عرضه میکرد، بلکه در کارگاهها و همایشهای آموزشی، دانش و تجربه خود را به نسلهای جوان منتقل میکرد تا هنر گلیمبافی و صنایعدستی ایران زنده بماند، درواقع او را به عنوان اولین معلم هنر و صنایعدستی در یزد هم میشناسند.
بسیاری از شاگردان او امروز به عنوان هنرمندان مستقل و موفق شناخته میشوند و میراث او را ادامه میدهند. همچنین همه دختران او، نزد مادر گلیمبافی را آموخته و از این راه درآمد نیز کسب میکنند.
آثار این هنرمند گلیمبافی نهتنها محصول خلاقیت فردی او، بلکه روایتگر تاریخ و فرهنگ منطقه و نمادی از هنر زن ایرانی در طول زمان بودند.
گلیمهای او ترکیبی از سنت و نوآوری بودند و هر نقش و رنگی، روایتگر هویت فرهنگی و تاریخ زنان ایرانی بود. او با هر گلیم، داستانی از زندگی، صبوری و خلاقیت را به تصویر میکشید و به هنر خود جان و روح میبخشید.
کل رقیه در طول زندگی هنری خود موفق به دریافت جوایز و تقدیرنامههای متعددی شد که هر کدام گواه مهارت، خلاقیت و تأثیرگذاری او در عرصه هنرهای سنتی ایران بودند. او همواره از پیشگامان احیای هنر گلیمبافی و صنایعدستی یزد بود.
او سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما آنچه نخوانده و ننوشته بود، با دل و دستهایش روایت میکرد. گلیمهای او دفتر بیکاغذی بودند که بر تاروپودشان تاریخ، فرهنگ، باورها و زندگی مردم ابرکوه نقش بسته بود. همین سادگی و بیتعلقی به آموزش رسمی، به هنر او اصالت ویژهای بخشید و سبب شد که آثارش سرشار از صداقت و زیبایی ناب باشد.
کل رقیه نه پژوهشگر بود و نه مدعی نظریهپردازی در هنر؛ او تنها با مهارت و دقتی مثالزدنی میبافت و میآفرید. نکتهای که او را از دیگر بافندگان متمایز میکرد، سرعت خارقالعادهاش در گلیمبافی بود؛ چنانکه اهالی محل و دیگر هنرمندان او را «سریعترین گلیمباف» منطقه میدانستند. سرعتی که نهتنها حاصل مهارت فنی، بلکه نتیجه سالها انس و الفت او با دار قالی و نخ و رنگ بود.
گلیمهای استاد اردیچی تنها فرشی برای استفاده روزمره نبودند؛ هر نقش و نگاری که بر آنها مینشست، معنایی ژرف و ریشهدار داشت. در فرهنگ بومی ابرکوه، گلیم همواره زبان بیزبانی مردم بوده است؛ نقوشی نقوش سه پله، تمام نقش، لوزی، نقش نصفه، خطی، نقش چشمک و نقشهای ذهنی در تاروپود گلیم روایتگر آرزوها، باورها، شادیها و غمهای بافندگان بودهاند. کل رقیه این نقشها را نه از روی نقشه و طرح آماده، بلکه از حافظه و دل خود برمیآورد. گویی هر گلیم او سرگذشتی بود که با زبان نقشها و رنگها برای آیندگان روایت میشد.
گلیمهای او بهویژه به خاطر ترکیب رنگهای طبیعی و زندهشان شهرت داشتند. او از رنگهای گیاهی و سنتی بهره میبرد و همین امر سبب ماندگاری و اصالت آثارش شد. در آثار او، رنگ قرمز نشانه شور زندگی، آبی نماد آرامش، سیاه یادآور سختیهای روزگار، و سبز نماد امید و زندگی بود. این زبان رنگها، در کنار نقشها، باعث میشد هر گلیم همچون کتابی مصور و بیکلام، از فرهنگ و روح مردم این دیار سخن بگوید.
کل رقیه در طول یک قرن زندگی خود، شاهد تغییرات بسیاری در جامعه و فرهنگ ایران بود، اما هیچگاه از عشق به گلیمبافی فاصله نگرفت. او با وجود سن بالا، تا سالهای پایانی عمر نیز دست از بافتن برنداشت و این هنر را همچون نَفَس، بخشی جدانشدنی از زندگی خود میدانست.
آنچه از کل رقیه برای ما به یادگار مانده، تنها گلیمهایی رنگین و اصیل نیست؛ بلکه الگویی است از صبوری، پشتکار و خلاقیت زنان ایرانی در پاسداشت هنرهای سنتی. او نشان داد که حتی بدون سواد مکتوب، میتوان با دل و دست آثاری آفرید که ارزش فرهنگی و تاریخیشان فراتر از هر کتابی باشد.
درگذشت استاد رقیه اردیچی، فقدان بانویی است که زندگی و هنر خود را وقف حفظ هویت، فرهنگ و میراث ناملموس ایران کرده بود. جامعه هنری و علاقهمندان به هنرهای سنتی، امروز در غم از دست دادن او شریکاند، اما یاد و آثارش همچنان الهامبخش هنرمندان گلیمبافی خواهد بود.
زندگی و هنر استاد رقیه اردیچی، الگویی بیبدیل برای زنان در مسیر خلاقیت، هنر و حفظ میراث فرهنگی ایران است.
روح بلند و هنر جاودان استاد رقیه اردیچی همواره در گلیمها و قلبهای ما زنده خواهد ماند.
انتهای پیام/