سیدمحمد رستگاری مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان یزد در یادداشتی نوشت: روستا در یزد، فقط نقطهای بر نقشه نیست؛ بخشی از حافظه زنده سرزمینی است که در آن معماری، آیین، کشاورزی، آب، صنایعدستی، خوراک، زبان، سبک زندگی و رابطه انسان با اقلیم، طی سدهها در کنار یکدیگر شکل گرفتهاند. از این منظر، روز روستا و عشایر فرصتی است برای دیدن دوباره روستا؛…
استان یزد با گسترهای وسیع از سکونتگاههای روستایی، مجموعهای کمنظیر از روایتهای انسانی و میراثی را در خود جای داده است. در این روستاها، معماری خشتی و بادگیرها روایتگر سازگاری هوشمندانه انسان با اقلیماند؛ قنات، باغ و آسیاب از شیوه مدیریت آب و شکلگیری زندگی در سرزمین خشک میگویند و آیینها، مهارتها، خوراک و صنایعدستی، بخشی از فرهنگ و هویت محلی را به نسلهای امروز منتقل میکنند.
این تنوع، یکی از مهمترین ظرفیتهای یزد برای توسعه گردشگری روستایی است؛ ظرفیتی که با برنامهریزی، مشارکت مردم روستا و حفاظت از ویژگیهای هر منطقه میتواند گردشگری را از یک فعالیت صرفاً بازدیدمحور به تجربهای عمیق، مسئولانه و جامعهمحور تبدیل کند.
روستاهای هدف گردشگری استان، هر یک بخشی از این تنوع را نمایندگی میکنند؛ از سکونتگاههای کویری و گرمسیری تا روستاهای کوهستانی و ییلاقی و از بافتهای تاریخی و خانههای خشتی تا باغها، قناتها، آسیابها، چشمهها و چشماندازهای طبیعی. این گوناگونی، فرصت ارزشمندی برای تنوعبخشی به مقاصد گردشگری و توزیع متوازنتر جریان سفر در استان فراهم کرده است.
فهرج، نمونهای روشن از پیوند تاریخ و گردشگری روستایی است؛ روستایی که مسجد جامع، بقعه شهدا و قلعه تاریخی آن، در کنار بافت و فضای فرهنگی منطقه، ظرفیت شکلگیری تجربهای متفاوت برای گردشگر را فراهم کرده است. اهمیت چنین روستاهایی در آن است که میتوانند بخشی از جریان سفر را به سوی مقصدهایی هدایت کنند که در کنار جاذبههای شناختهشده، روایتهای کمتر دیدهشدهای از تاریخ و فرهنگ ایران را در خود جای دادهاند.
باقرآباد بافق نیز چهرهای متفاوت از گردشگری روستایی یزد را نمایندگی میکند؛ روستایی کویری که پیوند میان معماری، طبیعت و شیوه زندگی سازگار با اقلیم، ظرفیت آن را برای تجربه گردشگری کویر و فرهنگ بومی دوچندان کرده است. چنین مقصدهایی میتوانند گردشگر را از یک توقف کوتاه به تجربهای ماندگار از سکوت، طبیعت و زندگی در کویر دعوت کنند.
مزرعهکلانتر میبد نیز در شمار روستاهای تاریخی و ارزشمند استان قرار دارد.
در کنار این نمونهها، روستاهایی همچون حسنآباد، مهرآباد، بیده و بفروئیه در میبد؛ سریزد و مدوار در مهریز؛ سانیج، طزرجان، دهبالا و اسلامیه در تفت؛ هک و شهرسب در ابرکوه؛ اسفندآباد در ابرکوه؛ بندرآباد و شمسی؛ بنادکوک سادات در تفت؛ هفتهر در ندوشن و هرفته در مهریز، هر یک بخشی از این منظومه متنوع را شکل میدهند. وجود قلعهها، خانههای تاریخی، مساجد، باغها، قناتها، آسیابهای آبی، چشمهها، ییلاقات و بافتهای ارزشمند روستایی، مجموعهای از ظرفیتهای تاریخی، طبیعی و فرهنگی را پیش روی گردشگران قرار داده است.
اما اهمیت روستاهای هدف گردشگری تنها در تعداد جاذبهها یا میزان بازدید خلاصه نمیشود؛ ارزش اصلی زمانی شکل میگیرد که گردشگری با زندگی مردم محلی پیوند برقرار کند. اقامت در یک خانه بومگردی، چشیدن غذای محلی، خرید صنایعدستی، استفاده از راهنمای بومی و شنیدن روایتهای مردم هر روستا، گردشگری را به تجربهای تبدیل میکند که منفعت آن میتواند در همان جامعه جریان پیدا کند.
از این منظر، گردشگری روستایی میتواند در کنار ایجاد فرصتهای اقتصادی، به حفظ مشاغل و مهارتهای بومی، تقویت صنایعدستی، افزایش انگیزه برای حفاظت از بناهای تاریخی و ماندگاری جمعیت در روستاها کمک کند. در همین نقطه است که گردشگری از یک فعالیت اقتصادی فراتر میرود و به ابزاری برای حفاظت از فرهنگ و زندگی محلی تبدیل میشود.
آینده گردشگری روستایی یزد، نیازمند نگاه همزمان به حفاظت و توسعه است؛ حفاظت از اصالت بافتها و چشماندازها، تقویت زیرساختهای متناسب با ظرفیت هر روستا، آموزش و توانمندسازی مردم، توسعه اقامتگاههای بومگردی، معرفی خوراک و صنایعدستی، روایتگری حرفهای و مشارکت ساکنان در تصمیمگیری و بهرهبرداری از ظرفیتهای گردشگری.
روستایی که قرار است مقصد گردشگری باشد، نباید برای گردشگر ساخته شود؛ باید برای مردم خودش زیستپذیر بماند و گردشگر را به تجربه زندگی واقعی خود دعوت کند. این نگاه، مرز میان گردشگری پایدار و گردشگری مصرفی است.
در استان یزد، این موضوع اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بخش قابل توجهی از ارزش روستاهای تاریخی در پیوند میان بنا و زندگی شکل گرفته است. خانه تاریخی، قنات، باغ، آسیاب، مسجد، کارگاه صنایعدستی و آیین محلی زمانی معنای کامل خود را پیدا میکنند که در کنار جامعهای زنده دیده شوند. از همین رو، حفاظت از روستا تنها حفاظت از کالبد نیست؛ حفاظت از دانشی است که نسلها در آن زیستهاند و آن را به نسل بعد سپردهاند.
از این منظر، روستاهای هدف گردشگری استان یزد را باید در یک منظومه بههمپیوسته دید؛ منظومهای که در آن هر روستا روایت خاص خود را دارد: روایتی از سازگاری انسان با اقلیم، مدیریت آب، معماری، کشاورزی، فرهنگ، مهارت و زیست اجتماعی.
این نگاه، گردشگری روستایی را از معرفی چند جاذبه پراکنده فراتر میبرد و آن را به رویکردی برای حفاظت از هویت و تقویت اقتصاد محلی تبدیل میکند؛ رویکردی که در آن میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در کنار مردم روستا، یکدیگر را تکمیل میکنند.
امروز، بیش از آنکه نیازمند تکرار تعاریف باشیم، باید روستا را بهعنوان بخشی از آینده توسعه استان ببینیم؛ آیندهای که در آن ظرفیتهای تاریخی، طبیعی و فرهنگی روستاها میتواند در کنار توان و مشارکت مردم، زمینهساز رونق اقتصادی، حفظ هویت و ماندگاری سرمایه انسانی باشد.
روستاهای یزد، موزههای بیجان نیستند؛ آنها میراثهای زندهای هستند که هنوز تولید میکنند، آیین برگزار میکنند، مهارت میآموزند، روایت میکنند و زندگی را ادامه میدهند.
وظیفه ما نیز این نیست که این زندگی را به نمایش تبدیل کنیم؛ بلکه باید از اصالت آن حفاظت کنیم، فرصت رونق اقتصادی و فرهنگی را برای مردم روستا فراهم آوریم و روایتهای ارزشمند این سرزمین را به ایران و جهان معرفی کنیم.
اگر قرار است گردشگری آینده یزد، پایدار، اصیل و جامعهمحور باشد، بخشی از این آینده بیتردید از روستا آغاز خواهد شد؛ از جایی که میراث، نه در قاب موزه، بلکه در متن زندگی جریان دارد.
انتهای پیام/













