سیدمحمد رستگاری
منشورِ حفاظت میراث فرهنگی از قلبِ کویر؛ «سپر آبی» یزد، فراخوانی برای صیانت از شناسنامه‌یِ تمدنی ایران

۲۲ اسفند ۱۴۰۴ / در گزارش خبری، مقالات و یادداشت ها, میراث فرهنگی

‌در تقویمِ پرفراز و نشیبِ این سرزمین،ماه رمضان در سال ۱۴۰۴ نه تنها ماهِ نیایش، که فصلِ بازخوانیِ رسالتِ ما در صیانت از «هویت» گردید. در حالی که طنینِ آغاز ناخوشایندِ جنگ تحمیلی ، آرامشِ آسمان را خراش می‌دهد، اهتزازِ نشانِ «سپر آبی» بر تارکِ بناهایِ کهنِ ایران، فراتر از یک اقدامِ حفاظتی، فراخوانی نجیبانه و مقتدرانه‌یِ تمدنی است که اهمیتِ «ثروت‌هایِ فرهنگی»…

سیدمحمد رستگاری مدیرکل میراث‌فرهنگی گردشگری و صنایع‌دستی استان یزد در یادداشتی نوشت: فرهنگ، جان‌مایه‌یِ یک ملت و میراث، کالبدی است که این جان در آن سکنا گزیده است. وقتی از ایران سخن می‌گوییم، از جغرافیایی حرف می‌زنیم که وجب‌به‌وجبِ آن، برگی از شناسنامه‌یِ بشریت است. امروز که سایه‌یِ سنگینِ منازعات، افق‌هایِ میهن را دربرگرفته، میراث‌فرهنگی ایران بیش از هر زمانِ دیگری نیازمندِ نگاهی حفاظت محور و تخصصی است، ما در دورانی به سر می‌بریم که باید با صراحت اعلام کنیم: «شلیک به تاریخ»، به اندازه‌یِ شلیک به مراکزِ نظامی، هولناک و تأسف‌بار است؛ چرا که هر دو، ارکانِ امنیت و بقایِ یک ملت را هدف می‌گیرند؛ یکی امنیتِ فیزیکی و مرزهایِ جغرافیایی و دیگری امنیتِ هویتی و مرزهایِ تاریخی را. بناهایِ تاریخی، دارایی‌هایِ بازگشت‌ناپذیری هستند که صیانت از آن‌ها، بخشی جدایی‌ناپذیر از اقتدارِ ملی ماست.

۱. سپر آبی؛ بیرقِ مصونیت در شهرِ جهانی

نصبِ نشانِ «سپر آبی» (Blue Shield) در شهرِ جهانی یزد و سایر محوطه‌هایِ کلیدیِ ایران، یک پیامِ روشن به جهانیان است: «اینجا حریمِ خرد و هنر است». یزد به عنوانِ نمادِ تمدنِ خشتیِ ایران، امروز این نشان را بر سینه دارد تا یادآوری کند که طبقِ معاهداتِ بین‌المللی، هرگونه تعرض به این حریم، تعرض به کلِ تاریخِ انسانی است. این سپر، زرهی است که ما نه برای جنگ، بلکه برای «توقفِ ویرانی» بر تنِ بناهایمان کرده‌ایم. وقتی بر فرازِ بادگیرها و مساجدِ این دیار، نشانِ سپر آبی نقش می‌بندد، یعنی ما از نهادهایِ بین‌المللی می‌خواهیم که به مسئولیتِ تاریخیِ خود در قبالِ این «موزه‌یِ سرباز» عمل کنند.

۲. ارتعاش؛ قاتلِ خاموشِ هویتِ ایرانی

دانشِ مرمت به ما نهیب می‌زند که دشمنِ اصلیِ بناهایِ تاریخی ما در زمانِ درگیری‌هایِ تسلیحاتی، «ارتعاش» است. ایجادِ ریزترک‌ها در گنبدهایِ دوپوش و رانشِ پنهانِ جرزها در بناهایی که قرن‌ها صبورانه ایستاده‌اند، پیامدِ غیرمستقیم اما قطعیِ تنش‌هایِ نظامی در فواصلِ دور و نزدیک است. آسیب به فرهنگِ ایران، صرفاً یک عدد یا آمار نیست؛ بلکه لرزه‌ای است که بر جانِ «اصالت» می‌افتد. ما نگرانِ زخم‌هایی هستیم که امروز شاید با چشم دیده نشوند، اما زیرساخت‌هایِ تمدنیِ ما را از درون تهی می‌کنند و عمرِ این گنجینه‌هایِ ملی را به شدت کاهش می‌دهند.

۳. از فلک‌الافلاک تا نقش‌جهان؛ حافظه‌یِ مجروحِ یک ملت

به یاد داشته باشیم که هر آجرِ این سرزمین، حاملِ هزاران سال دانش، تجربه و هنر است. وقتی از آسیب به بناهایِ تاریخیِ «خرم‌آباد» و «کردستان» و موزه‌هایِ «قلعه فلک‌الافلاک» سخن می‌گوییم، یا از صدماتِ وارد شده به عمارت‌هایِ تاریخیِ «اصفهان»، مجموعه جهانی «کاخ گلستان» در تهران و میدانِ «نقش‌جهان» حرف می‌زنیم، در واقع از «سرمایه‌یِ نمادینِ» ملتی یاد می‌کنیم که در طولِ تاریخ، همواره آموخته است که چگونه از دلِ ویرانی‌ها، شکوهی تازه بیافریند. نصبِ «سپر آبی» در این شرایط، پیامی به آیندگان است؛ پیامی که می‌گوید ما در سخت‌ترین روزها نیز از «زیبایی» و «اصالت» دست نکشیدیم. هر خشتی که از ایوانِ چهل‌ستون می‌افتد یا هر ترکی که بر پیکره‌یِ موزه‌هایِ غربیِ کشور نقش می‌بندد، تلنگری است به وجدانِ بشری که بداند میراث‌فرهنگی، بخشی از حقِ حیاتِ تمدنیِ ماست.

۴. رسالتِ نسلِ امروز؛ دیده‌بانی از حافظه‌یِ خاک

به عنوانِ متولیانِ این امانتِ گرانبها، وظیفه‌یِ ما در شرایطِ فعلی، پایش مداوم و گزارش‌گریِ صادقانه از وضعیتِ بناهاست. هر شکافی که بر دیواره‌یِ یک رباطِ تاریخی یا یک خانه‌یِ قدیمی نقش می‌بندد، باید به عنوان یک مطالبه‌یِ حقوقی در سطحِ بین‌الملل پیگیری شود. جامعه‌یِ میراث‌بانانِ ایران، امروز در خطِ مقدمِ جبهه‌یِ فرهنگی قرار دارند. ما با مستندنگاری‌هایِ دقیق و تثبیتِ حفاظتیِ آثار، اجازه نخواهیم داد که غبارِ بحران‌ها، غنایِ تمدنیِ ما را به یغما ببرد.

۵. فرجامِ سخن؛ اصالتی که خاموش نمی‌شود

در پایان، باید تأکید کرد که غبارِ این روزهایِ سخت، سرانجام فرو خواهد نشست، اما آنچه در تاریخ قضاوت خواهد شد، نحوه‌یِ برخوردِ جهان با این گنجینه‌هایِ بی‌بدیل است. ایران، کشوری نیست که با وزشِ بادهایِ بحران، هویتِ خود را از دست بدهد. «سپر آبی»، نمادِ بیداری، هوشیاری و پایداریِ ماست. ما اجازه نخواهیم داد که تاریخِ باشکوهِ این سرزمین زیرِ آوارِ بی‌توجهی یا خشونت دفن شود. ایرانِ ما، با خشت‌خشتِ اصالتش، ماندنی است؛ چرا که حقیقتِ هنر و فرهنگ، فناناپذیر است و از دلِ هر طوفانی، چون ققنوسی زیباتر برخواهد خواست.

انتهای پیام/

آخرین مطالب

نشست تخصصی شکوه دیبا با محوریت بررسی و تحلیل هنر پارچه‌بافی در دوره صفویه، در یزد برگزار شد.

بازدید معاون صنایع‌دستی کشور و مسئولان جهاد دانشگاهی از دانشگاه علم و هنر یزد

بهاباد آماده ارائه ظرفیت‌های روستایی خود در نمایشگاه بین‌المللی توانمندی‌های روستایی

تأکید معاون صنایع‌دستی وزیر میراث‌فرهنگی بر تبدیل ظرفیت‌های دانشگاهی به پروژه‌های عملیاتی

بازدید مسئولان میراث‌فرهنگی یزد از موزه دفاع مقدس

با همراهی مشاور وزیر میراث‌فرهنگی در امور ایثارگران انجام شد
دیدار مسئولان اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان یزد با امام جمعه یزد

دیدار مسئولان میراث‌فرهنگی با خانواده شهید محمدمهدی آخوندی ابراهیم‌آباد

بررسی راهکارهای توسعه صنایع‌دستی یزد در نشست معاون صنایع‌دستی کشور با شورای پژوهشی استان

مسئولان میراث‌فرهنگی به مقام شهدای امیرچقماق ادای احترام کردند

مشاور وزیر میراث‌فرهنگی در امور ایثارگران
روایت ایثارگران بخشی از میراث تاریخ معاصر ایران است

معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی وزارت میراث‌فرهنگی:
ظرفیت‌های فیزیکی و مجازی برای عرضه صنایع‌دستی به کار گرفته شود

دیدار مسئولان میراث‌فرهنگی با خانواده شهید صالح بناء هنزائی